![]() سلام به همه دوستائ عزیز ازاین که به وبلاگ من سر میزنید ونظر میدید ممنونم ولئ بهتون یه چیزئ بگم اینم این که چرا وقتئ آدم مئ خواد دوکلمه برا عشق بنویسه همه میگین عاشق شدئ پسر کوجائ کم پیدائ من تا حالا عاشق نشدم ولئ اینم بگم خیلئ دوست دارم عاشق بشم ولئ نمئ تونم کسئ را بیشتر از دوست داشتن دوست بدارم حالا همه میگن اشکال از منه که عاشقئ را بلد نیستم. منم قبول میکنم .اینم بگم که من به این اعتقاد دارم که آدم بدون عشق نمئ تونه زنده باشه پس منم عاشقم ولئ خودم خبر ندارم...خداداند... خوش باشید وماراهم دعا کنید _ راستی نیم نگاهی از پنجره به بیرون بیانداز هوا ابری است حتما باران تندی می گیرد !!
ایجاد یک رابطه حرفائ موفت قبلئ آرشیو چرت پرتا
تیر 1387
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 جستجو
پیوندها
زندگی کوتاه است اما احساس ابدی
عشقولانه گل ارکیده....گل صدبرگ بهزاد جان داداش اصفهانئ ما مسافرئ ازسرزمین عشق کتیبه زخم خدایی عالمی دارد((سکوت)) سيب آبی پرنيادليلی پر نور ترین ستاره نگاه خیس چشمانت را برای دیدن ببند یه تاره موت مال من هر چی که دارم مال تو آرشیو بهترین موزیکهای ایرانی وخارجی ((کلیک نکنئ به مولا علئ ضررکردئ)) خیابان عشق غریبــه ای از دیار تــو من از مصاحبت با آفتاب مئ آيم كجاست سايه؟ پرندای که یک بارمئ خواندThornBird عشقولانه شکلات تلخ بیچارگی های ما وبلاگ برادر عزیزم محمد امین توكل برخداوبازئ كن عشق وعشق وعشق محمد دلشکسته هدیه خدا mahshare bermola :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
عشقولانه
وقتی رد شدی ... عشق مبهم
بعد عرض سلام
بابا گفتم من
نقاش قلم مویش را برداشت و آسمان را رنگ کرد! رنگی که امروز آبی مایل به خاکستری است. اگر چه قلم مویش خشک بود و پالت رنگش بدون یک لکه رنگ
|+| نوشته شده توسط من یا تو ؟ در دوشنبه سوم تیر 1387 ساعت 1:10 قبل از ظهر
( نه تكه چوبي يخ زده)غصه ام غصه ی تنهاییست
تنها در عالم بودن , مي خواهم ساده باشم اما تنها بويي باشم در عالمي بي همتا چه زيبا مي شود عالم , كه انساني نباشد. خاك باشد و بوي عطر گلي كه ببويي انرا و بداني كه تنها تو هستي كه حسش مي كني كوهي عظيم در برت تكه سنگي بيش نيست,چون تنهايي..... فكري تازه,نوري روشن ... خواهي ديد كه روزي مرد مي شوي . حس مي كني ستارگان را , حس غروشان را مي درخشند تا انجا كه توان دارند,كه چيزي بگويند مي گويند كه انان كه جهان را روشن نموده اند چه غرور مندن در محشر خورشيد قد الم مي كنند رودي روان هستم در تصوير ي از قاب يك اتاق كه هر روز مي بيني مرا و لبخند مي زني به سنگ ريزهاي بسترم . مي خواهم جاري باشم نه تكه چوبي يخ زده. دوست دارم بوي خوشي باشم در هواي اتاقت,ببويی مرا تا شايد ازاين طريق در درونت رخنه ايي كنم مي ترسم از ان عالمي كه مي گريزندانسانهایش از هم .دوست دارم عالم تنها را با گل زيبايم , كه ببويمش فكر بي ابيش فكر پرپر شدنش فكر سرماي زمستان چه تلخ خوهد بود . به دنبال جايي مي گردم تا گلم را در انجا پناهي دهم خاك گلدانش باشم و برايش نابود شوم از ابرهاي سياه گريزانم از گرماي خورشيد از نسيم كه هر بار عطري تازه با خود دارد مي ترسم از انان ... گلم هروز محو تماشاي انان است افسوس كه حتي لحظه اي به زير پا نمي نگرد افسوس كه دركي از خاك ندارد شايد نداند كه همه ي انها فروغي دارند و تنها خاك است كه برايش خواهد ماند |+| نوشته شده توسط من یا تو ؟ در چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 0:18 قبل از ظهر
کرکس
سلام
بدونه این که بدونه من کیم چیم ازکجام رفت چوقولئ کرد حالا نمیدونم به کئ اونم گقت:گوساله بئ ناموس به حالت اگه مزاهمش بشئ من که هیچ وقت مزاهمش نشودم ههههههههئئئئئئئئ
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش میگیره ، بی بهونه می باره به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه ... می باره و می باره و می باره ... اینقدر می باره تا آفتابی شه..! آبی شه ...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده ... انگار نه انگار که غصّهای بوده ... همه چیز فراموشت بشه ...!!! آسمون چشم های من تا صبح بارید... نگام کن... حالا آبی شدم...؟؟! |+| نوشته شده توسط من یا تو ؟ در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 0:0 قبل از ظهر
خیلی وقت ها هوس می کنیم انقدر حرف بزنیم و حرف بزنیم که یکی پیدا شود و بگوید خواهشا بس کنید ! مثل امروز من که یکدفعه گفتند باید بروی و من سرگردان شدم که با کسانی که بر جایم می مانند چه کنم ؟ حتی فرصت از بین بردن این هوس ها هم نیست . به همین دلیل فقط می گویم خدا نگهدار ...
|+| نوشته شده توسط من یا تو ؟ در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 1:19 بعد از ظهر
|+| نوشته شده توسط من یا تو ؟ در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 5:20 بعد از ظهر
|